کانال اصلی جواهربازاراطلاع از تخفیف‌های روزانه و مشاهده محصولات در کانال تلگرام
جدیدترین محصولات
  1. خانه »
  2. پرسش و پاسخ »
  3. خاطره نویسی »
  4. یکبار جستی ملخک دوبار جستی ملخک آخر

یکبار جستی ملخک دوبار جستی ملخک آخر

جستجو دربین پرسش و پاسخ‌ها
کد موضوع38744
تصویر کاربری
#1ارسال '18:8 1395/6/25

مرضیه اعتمادی|آذربایجان شرقی / مرند

پست‌ها 9
خاطره من بر میگرده به زمان دبیرستان سال چهارم دبیرستان بودیم که یک دبیر اقا داشتیم فوقالعاده سختگیر وبداخلاق که مو را از ماست میکشد بیرون .واین را اضافه کنم که من حفظیاتم خیلی خوب بود اولین جلسه که امد سر کلاس سنگهایش را با ما وا کرد که درس نخوانید ال میکنم بل میکنم همه راحسابی ترساند جلسه دوم که سر کلاس امد پرسید کی داوطلبه برای پرسش من هم که حفظیاتم خوب بود داوطلب رفتم و20 شدم جلسه بعدی هم دوباره برا پرسش داوطلبها را خواست چون یک درس بیشتر نبود باز من رفتم ودوباره 20شدم وجلسه بعد که تاکید هم کرده بود می پرسم ما هم یک درس دیگر امتحان داشتیم وهیچکس هم لای این درس اقای سختگیر ووا نکرده بود ومن هم ازاین قضیه مستثنا نبودم با خودم فکر کردم که دو جلسه از من پرسیده دیگه عمرا از من درس بپرسه برا همین خیالم راحت بود دبیر همین که امد سر کلاس به عادت همیشگی اول داوطلبهارا صدا زد هیشکی نرفت گفت حالا که اینطوریه از اول دفتر نمره از همه میپرسم واز شانس من اسم من هم اول دفتر نمره بود که لای کتاب هم باز نکرده بودم اولین اسمادامه در پارت بعدی
تصویر کاربری
#2ارسال '18:8 1395/6/25

مرضیه اعتمادی|آذربایجان شرقی / مرند

پست‌ها 9
منو صدا کرد من از ترس داشتم میمردم که بلافاصله خودش گفت تو که همیشه داوطلبی نمخوا بیایی نشستم سر جام ویک نفس راحت کشیدم خلاصه از کلاس 25نفری از همه سوال کرد چشمتان روز ب نبینه هیچکس درس نخوانده بود من هم سر جام تندتند دارشتم درس حفظ میکردم جز من که ازم نپرسیده بود ویکی دیگر از بچه ها همه را جلوی تخته ردیف کرد دختر های گنده همه داشتند گریه میکردند از دم همه را فرستاد دفتر مدرسه از شانس ما اون روز جلسه اولیا ومربیان بودوهمه اولیا مدرسه بودند ودرس نخواندن وجلوی دفتر رفتن بچه هایشان را دیدند وابرو ریزی بزرگی شد وجالب ایجاش بود که بعد ان قضیه منهمیشه اماده میرفتم سر کلاس واون اقا تا اخر سال دیگه ازمن درس نپرسید همیشه میگفت تو که همیشه داوطلبی .به خاطر سختگیرهای اون من کنکور درس اون اقارا صددر صد زده بودم نمیدانم عمرش به دنیا هست یا نه ولی اگر هست خدا حفظش کند حالا میفهمم هر کاری کرده به مصلحت ما بوده برای اون فرقی نمکرده که ما درس بخانیم یا نه به حال اون فرقی نداشت

ارسال پاسخ

افزودن شکلکافزودن تصویر
کد امنیتی»»
پشتیبانی تلگرامE